رسالهٴ دومي از آن جهت اهميت دارد كه از نخستين گزارشهاي مربوط به طاعون سياه است.
(براي فهرستي از ساير آثار اوليه يادداشتي را كه در پايان مقالهٴ مربوط به جنتيله دا فولينيو آمده و يادداشت مفصلتر در فصل بيست و پنجم را ببينيد.) اما در مورد المريه، طاعون در اول ژوئن سال 1348 م / سوم ربيع الاول 749 ه ق آغاز شد و هنگامي كه ابن خاتمه در اول فوريهٴ سال1349م / 21 ذيقعدهٴ 749 كتابش را مينوشت، طاعون هنوز در آن شهر بيداد ميكرد. رسالهٴ ابن خاتمه تنها از آن رو جالب نيست كه نخستين گزارش است، بلكه در همين حال بهترين هم هست. در آن ده مسئله همراه با پاسخ مطرح شده: 1) كلياتي دربارهٴ طاعون، شامل بحثي دربارهٴ نام آن؛ 2) علل عام و خاص؛ 3) چرا برخي مردم قرباني طاعون ميشوند، ولي ديگران عليرغم نزديكي به آن زنده ميمانند؟ چرا طاعون به المريه زودتر از جاهاي ديگر اندلس رسيده؟
4)سرايتپذيري؛ نظريهٴ سرايتپذيري بهخوبي توصيف شده است و تاحدي در آثار سدههاي ميانه تازگي دارد: ((حاصل تجارب طولاني من اين است كه اگر شخصي با بيماري در تماس باشد، بهزودي در معرض بيماري با همان علايم قرار خواهد گرفت. اگر اولي خلط از سينه دفع كند، دومي هم خلط خوني دفع خواهد كرد... اگر اولي خيارك بياورد، در بدن ديگري هم در همان ناحيه خيارك ديده خواهد شد. اگر اولي زخمي چركين داشته باشد، دومي هم همان را خواهد گرفت؛ و بيمار دومي هم آن را به همان ترتيب به ديگران منتقل خواهد كرد.)) (به نقل از مايرهوف، ميراث اسلام، ص 341؛ 5) پيشگيري؛ 6) مداوا؛ بقيه يعني فصول 7 تا 10 مسائل فقهي است. اين رساله حد وسطي است ميان كتاب جنتيله دا فولينيو و رسالهٴ جامع دربارهٴ اپيدمي، كه رسماً از سوي دانشكدهٴ پزشكي پاريس در اكتبر سال 1348 انتشار يافت. اين دو رساله اندكي مقدم بر رسالهٴ ابن خاتمه بودند، كه فلسفيتر از اولي و عمليتر از دومي بود. بايد توجه داشت كه ابن خاتمه، عليرغم اهتمام شديد ديني، تنها نظريهپرداز نبود، بلكه شرايط جغرافيايي و نسبت شيوع بيماري در هر نقطه را مورد بررسي قرار داد؛ او داراي اطلاعات خوبي بود و شخصاً مشاهدات زيادي داشت و عموماً منطقي و مطالبش دقيق و روشن است.
دستكم سه گزارش قديم عربي از همان طاعون در دست است، يكي از ابن خطيب (چهاردهم ـ 2) و دوتاي ديگر از محمد بن علي شقوري (چهاردهم ـ 2) و محمد بن محمدالمرياوي (چهاردهم ـ 2).
ه . شـرق اسـلامـي
عبـداللـه بـن عبـدالعـزيـز
عبدالله بن عبدالعزيز سيواسي. پزشك ترك كه در اوايل سدهٴ چهاردهم شرحي عربي بر فصول بقراط نوشت، بهنام عمدةالفحول في شرح الفصول.